آوای عشق
نویســــندگان :
◊ شیرین و فرهاد (230)
موضــــــوعات :
◊ عمومي (24)
◊ عشق (84)
◊ قطعه ادبی (14)
◊ شعر (15)
◊ خاطره (8)
◊ تاریخ (1)
◊ حرفهای به یاد ماندنی (40)
◊ چرند و پرند (1)
◊ پیام ها (29)
◊ ازدواج (2)
◊ داستان (12)
آرشـیـــــــــــو :
◊ تیر 1387 (1)
◊ فروردین 1387 (1)
◊ اسفند 1386 (4)
◊ دی 1386 (1)
◊ آذر 1386 (1)
◊ آبان 1386 (2)
◊ مهر 1386 (5)
◊ شهریور 1386 (3)
◊ خرداد 1386 (1)
◊ اردیبهشت 1386 (1)
◊ فروردین 1386 (1)
◊ اسفند 1385 (3)
◊ آذر 1385 (2)
◊ آبان 1385 (3)
◊ مهر 1385 (6)
◊ شهریور 1385 (5)
◊ مرداد 1385 (8)
◊ تیر 1385 (5)
◊ خرداد 1385 (5)
◊ اردیبهشت 1385 (5)
لینكســــــــتان :
◊ وبلاگ اعضای گروه گل و گلدون
◊ عضویت در گروه گل و گلدون
لینكــــــــدونی :
◊ هزارنامه عاشقانه (-)
◊ حرفهای محرمانه (-)
◊ فریاد زیر آب (-)
◊ سرزمین آرزوها (-)
◊ چفیه یعنی عشق (-)
◊ عشق صدای فاصله هاست فاصله هایی که غرق ابهامند (-)
◊ سلام به همه عاشقای دنیا (-)
◊ خدایا چرا بازی سرنوشت چنین روزگاری به پایم نوشت (-)
◊ درد و دل عاشقانه (-)
◊ سکوت تنهایی (-)
◊ شبهای تنهایی (-)
◊ کنج خرابات (-)
◊ نرو بمون (-)
◊ کلاغ سیاه (-)
◊ قاصدک امید (-)
◊ سیاوش قمیشی (-)
◊ سپیده+۱۸ (-)
◊ مهرداد وپریناز (-)
◊ کنج خرابات (-)
◊ سخن دوست (-)
◊ هری پاتر و شاهزاده نیمه اصیل (-)
◊ بانک مقالات پارس (-)
◊ اخبار و اطلاعات ورزشی (-)
◊ آثار هنری (-)
◊ کد های جاوا (-)
◊ فوتبال (-)
◊ روزای به یاد موندنی (-)
◊ عشق،شعر،ساخت لوگو (-)
◊ alik (-)
◊ کوروش بزرگ (-)
◊ عشق رویایی (-)
◊ انجمن سایه (-)
◊ در فصل خاطره هایت غریبم (-)
◊ دختر ایرونی (-)
◊ سکوت شب (-)
◊ رومینا (-)
◊ هواداران اسماعیل خان (-)
◊ ناظم سرا (-)
◊ رویای عشق (-)
◊ رویای مهاجر (-)
◊ مریخی ها (-)
◊ سلطان قلبم تو هستی (-)
◊ شنزار مهر (-)
◊ دل شکسته (-)
◊ حالا بیا تو (-)
◊ به عشق تو زنده منم (-)
◊ مهرداد و پرنیا (-)
◊ نشریه ایده ال (-)
◊ ژرفا (-)
◊ big s.o.s matrix (-)
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز : پنجشنبه 14 آذر 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
عاشق تنها... :[حرفهای به یاد ماندنی , ]
امشب همه چیز رو به راه است
همه چیز آرام.....آرام ... باورت می شود ؟ دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت
نوشته شده در یکشنبه 16 تیر 1387 و 05:07 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
:[عمومي , ]
نامه ات را خواندم
نامه ات را خواندم و بسیار گریستم
نامه ات را خواندم
نامه ات را خواندم و برای ان چه از دست دادم گریستم
نامه ات را خواندم
نامه ات را خواندم و برای انچه پشت سر گذاشتم گریستم
نامه ات را خواندم و بلند گریستم تا خدا فقط خود خدا صدای ناله ام رابشنود
نامه ات را خواندو و از خدا خواستم انچه اگر رنج ما بیشتر میشود انچه که صبرش مینامد هم به ما عطا نماید
اری نامه ات را خواندم
نوشته شده در شنبه 24 فروردین 1387 و 04:04 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
:[عمومي , ]
سلام
خدا میدونه كه دستم یارای نوشتن نداره
درد غربت ادم رو خرد میكنه
همه اونچه فكر میكردی هستی اینجا مثل یه خواب به نظر میاد
تنهایی درد غریبیه درد هیچ كس رو نداشتن درد اینكه كسی نیست كه زبونت رو بفهمه و از همه بدتر درد دوری
پس برای تو مینویسم برای تو كه از همه بیشتر دوستت میدارم
نوشته شده در شنبه 25 اسفند 1386 و 10:03 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
تنها و غریب... :[عشق , ]
بی تو چه کنم؟
رفتنت موج غریبی است که دل می شکند...

نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند 1386 و 09:03 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
نهایت عاشقی... :[عشق , ]
Seni gördüğüm anda همون لحظه ای که تو را دیدم
Düştüm senin aşkina به عشق تو دچار شدم
Nerden çıktın karşıma از کجا سر راهم قرار گرفتی
Sevdim seni çok sevdim تو را دوست دارم خیلی زیاد
Hayat yalnız yaşanmaz زندگی برام تنها معنی نداره
Senden ayrı durulmaz دور از تو نمی تونم زندگی کنم
Senin gibi bulunmaz مثل تو کسی پیدا نمیشه
Sevdim seni çok sevdim تو را دوست دارم خیلی زیاد
Artık senden kopamam دیگه از تو جدا نمی شوم
Gözlerimden atmam تو را از چشمام دور نمی کنم
Başkasına bakamam به دیگری نگاه نمی کنم
Sevdim seni çok sevdim تو را دوست دارم خیلی زیاد
Bir görünüp kayboldun یکبار دیدمت و دیگه ناپدید شدی
Yüreğime dert oldun برای دلم درد بزرگی شدی
İlk sevdiğim sen oldun اولین عشقم تو شدی
Sevdim seni çok sevdim تو را دوست دارم خیلی زیاد
Hayat sensiz yaşanmaz زندگی بدون تو ، معنی نداره
Senden ayrı durulmaz دور از تو ، ادامه پیدا نمیکنه
Senin gibi bulunmaz مثل تو کسی پیدا نمیشه
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند 1386 و 10:02 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
خسته ام... :[عمومي , ]
چقدر خسته ام از روزگار از هر روزم خسته ام از شکوه ها
از خاکیان بی وفا خسته از خویش خسته از این همه تنهایی
خسته ام از لبخند اجباری خسته ام از این روزگار پست
خدایا بدان روحم از همه دردها خسته است.

نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند 1386 و 10:02 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
مرا... :[عشق , ]
مرا از یاد مبر
تنهایم مگذار من شکوفه ای دارم که هنوز میوه نشده
و آرزویی که هنوز برآورده نشده....
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی 1386 و 10:12 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
سوختن.. :[حرفهای به یاد ماندنی , ]
خوشبخت ترین را دیروز حراج گذاشتن ولی حیف من زندگی
امروزم.
خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم...

نوشته شده در یکشنبه 4 آذر 1386 و 10:11 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
رسیدن به آخر خط :[حرفهای به یاد ماندنی , ]

نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان 1386 و 04:11 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
دلتنگی... :[قطعه ادبی , ]
گاه دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم
وحسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...
نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم؟
دلتنگم دلتنگ

نوشته شده در جمعه 11 آبان 1386 و 11:11 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
عشق :[عشق , ]

نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر 1386 و 08:10 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
دوستت دارم دوستم داشته باش :[عشق , ]

نوشته شده در چهارشنبه 18 مهر 1386 و 10:10 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
:[عمومي , ]
ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم
ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد
منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم
ای خدا غصه نخور باز همین می مانم
من زمین خورده این ضربه کاری نشدم
هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید
هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه وحج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر 1386 و 10:10 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
شهادت حضرت علی :[پیام ها , ]
فزت و رب الکعبه
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند
بر مرد ترین مرد زمان تیغ زدند
خورشید به سینه ماه بر سر می زند
انگار به فرق آسمان تیغ زدند...

نوشته شده در سه شنبه 10 مهر 1386 و 09:10 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -
پاییز :[عشق , ]
پاییز بود
آن شب که من برگهای خزان زده درختان را میان زمین
وآسمان دانه دانه چنگ می زدم را یادت هست؟
که مبادا صدای افتادن برگی خواب آرامت را برهم زند...
نوشته شده در جمعه 6 مهر 1386 و 11:09 ق.ظ توسط شیرین و فرهاد
ویرایش شده در - و -